تبلیغات
ظهور منجی - به مناسبت شهادت میثم تمار در 22 ذی الحجه سال 60 هحری قمری

دعای فرج
   


<-BlogDescription->

به مناسبت شهادت میثم تمار در 22 ذی الحجه سال 60 هحری قمری
  •   میثم بن یحیی اسدی كه به خاطر خرما فروشی به : "تمّار" معروف بود، یكی از یاران نزدیك امیر مؤمنان علی بن ابی طالب (ع) و از حواریان آن حضرت بود و از آن حضرت به اندازه استعداد خویش، دانش و معرفت فرا گرفت و بر رازهای نهان و اخبار غیبی، اطلاع می یافت. به همین جهت، وی پیش از شهادت ابا عبدالله الحسین (ع) در كربلا، شهادت آن حضرت و یارانش را پیش گویی كرده بود.
فضیل رسان از جبله مكیه روایت كرد كه از میثم شنیدم می گفت :به خدا سوگند، این امت [جفا كار] فرزند پیامبرشان را در دهم ماه محرم می كشند و دشمنان خدا، آن روز را جشن گرفته و عید می گیرند. سپس گفت: و ان ذلك لكائن قد سبق فی علم الله تعالی ذكره، أعلم ذلك بعهد عهده الی مولای امیرالمؤمنین (ع) و لقد اخبرنی انه یبكی علیه كلّ شئی ...؛ این مسئله، انجام شدنی است، كه در علم ازلی خداوند متعال گذشت و آن را سرورم امیر مؤمنان (ع) كه بهتر از هر كسی می داند، طی عهدی مرا به آن مطلع نمود و به من خبر داد كه برای مظلومیت او [امام حسین (ع)] تمام موجودات می گریند.
  میثم تمار در كوفه امام علی (ع) را همراهی می كرد و آن حضرت چیزهایی كه به خیلی از همراهانش نمی توانست بگوید، به خاطر ظرفیت بالای میثم تمار به وی می فرمود. از جمله وی را از آینده اش و كشته شدنش در راه خدا و محبت اهل بیت (ع) خبر داد. در این باره روایات فراوانی نقل گردیده است. از جمله، یوسف بن عمران روایت كرد كه میثم تمار به من گفت:  روزی حضرت علی (ع) مرا خواست و فرمود: چگونه خواهد بود حال تو آن زمانی كه فرو مایه بنی امیه [عبیدالله بن زیاد] تو را بخواند و بخواهد از من برائت جویی؟ گفتم: من از تو برائت نمی جویم. امام علی(ع) : به خدا سوگند، در آن حال او تو را به صلیب كشیده و می كشد. گفتم :صبر پیشه می كنم و این كار از من، در نزد خدای متعال بسیار اندك است. امام علی (ع) فرمود : در آن حال، در بهشت با من خواهی بود.
  میثم تمار، حتّی  بر چوبه داری كه وی را در آن به صلیب خواهند كشید، از امام علی (ع) نشانی اش را گرفت و به زیر درخت آن میرفت و با آب و جارو كردن آن، در آنجا به نماز می ایستاد و به همسایگان آن می گفت من به زودی همسایه شما می شوم. آنان تصور می كردند كه وی قصد خرید خانه در نزدیكی های آنان را دارد، ولیكن مراد او، چیز دیگری بود كه از استاد و مرادش امام علی (ع) به آن پی برده بود. به هر روی، وی از عاشقان و مریدان امام علی (ع) و فرزندانش امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بود و در آن سالی كه امام حسین (ع) بر علیه یزید قیام كرد، میثم در آن سال به سفر حج رفته بود و در بازگشت به كوفه، در قادسیه دستگیر شد. در آن ایام با آمدن عبیدالله بن زیاد به كوفه و شهادت مسلم بن عقیل (ع) در این شهر، رعب و وحشت عظیمی اهالی این دیار را فرا گرفته بود و عبید الله بن زیاد حكومت نظامی بسته و كنترل كننده ای اعمال می كرد و تمامی دوستان و دوستداران ولایت را دستگیر و شكنجه می نمود.
  از جمله، میثم تمار را پیش از رسیدن به خانه اش، در قادسیه دستگیر كرده و او را به قصر عبیدالله بردند و عبیدالله از وی خواست كه از علی (ع) برائت بجوید و وی را دشنام دهد. ولی میثم تمار از این كار امتناع كرد و مناقب علی (ع) را بر زبان جاری كرد. عبیدالله هر چه تلاش كرد، فایده ای نداد و از روی خشم و غضب دستور داد وی را در بالای داری به صلیب كشند و هیچ گونه آب و غذایی ندهند، تا جان دهد. ولی میثم تمار در بالای دار نیز از مناقب و فضایل اهل بیت (ع) سخن می گفت و اهالی كوفه با اجتماع در پای دار او، به سخنانش گوش فرا داده و بر دشمنان اهل بیت (ع) لعنت می فرستادند. عبیدالله دستور داد كه بر دهانش لجامی زده، تا وی را از گفتن باز دارند. این نخستین لجامی بود كه در تاریخ اسلام بر دهان یك انسان زدند و او را از گفتن باز داشتند.


::
نویسنده : به یاد حمیدرضا کشاورز
تاریخ : سه شنبه 14 مهر 1394